برای همه دوای دردم و

                        خودم درد بی درمان

باران

و تو باران ببار تا شسته شود همه حسرتهایم

حسرت

گاهی وقتا یه چیزایی حیف میشه که آدم

در حسرتش بدجور میمونه


سلام بر محرم

بارالها اجلم را تو به تاخیر انداز


چند روزیست دلم تنگ محرم شده است



یا صاحب الزمان


ندیدم شهی در دل آرایی تو

به قربان اخلاق مولایی تو

تو خورشیدی و ذره پرورترینی

فدای سجایای زهرایی تو

نداری به کویت زمن بی نواتر

ندیدم کریمی به طاهایی تو

نداری گدایی به رسوایی من

ندیدم نگاری به زیبایی تو

نداری مریضی به بدحالی من

ندیدم دمی چون مسیحایی تو

نداری غلامی به تنهایی من

ندیدم غریبی به تنهایی تو

نداری اسیری به شیدایی من

ندیدم کسی را به آقایی تو

امید غریبان تنها کجایی؟

چراغ سر قبر زهرا کجایی؟

تجلی طاها

گل اشک مولا

دل آشفته داغ آن کوچه غم

گرفتار گودال خونین

دل افکار غم های زینب

سیه پوش قاسم

عزادار اکبر

گل باغ لیلا

پریشان دست علم گیر سقا

نفس های سجاد

نواهای باقر

دعاهای صادق

کس بی کسی های شب های کاظم

حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه

تمنای هادی

عزیز دل عسکری

پس نگارا بفرما کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟

دلم جز هوایت هوایی ندارد

لبم غیر نامت نوایی ندارد

وضو و اذان و نماز وقنوتم

بدون ولایت بهایی ندارد

دلی که نشد خانه یاس نرگس

خراب است و ویران ، صفایی ندارد


مرا در کمندت بیفکن که دیگر

گرفتار عشقت رهایی ندارد

خوشا آنکه غیر از ظهورت نگارا ،

شب قدر ، دیگر دعایی ندارد

یداللهی و حق به جز دست مشکل گشای تو

مشکل گشایی ندارد

غلام توام از ازل تا قیامت ،

که این بندگی انتهایی ندارد

بیا تا جوانم بده رخ نشانم

بیا تا جوانم بده رخ نشانم

که این زندگانی وفایی ندارد

که این زندگانی وفایی ندارد

خواص آيه نور


خواص آیه نور ( ایه 35 سوره نور )

اللَّـهُ نُورُ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۚ مَثَلُ نُورِ‌هِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ

فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّ‌يٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَ‌ةٍ مُّبَارَ‌كَةٍ زَيْتُونَةٍ

 لَّا شَرْ‌قِيَّةٍ وَلَا غَرْ‌بِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ‌ ۚ نُّورٌ‌ عَلَىٰ

 نُورٍ‌ ۗ يَهْدِي اللَّـهُ لِنُورِ‌هِ مَن يَشَاءُ ۚ وَيَضْرِ‌بُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّـهُ

 بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

پيامبر اسلام (ص) فرمود: "هر که سوره نور را بخواند، خداوند ده


حسنه به او مي دهد، به اندازه اجر همه مؤمنان گذشته و آينده".


از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: "مال و عورت خود را


به خواندن سوره نور حفظ کنيد و زنان خود را به وسيله آن در حصار


عفت قرار دهيد؛ زيرا کسي که اين سوره را در شب و روز بخواند


هيچ يک از خانواده اش هرگز زنا نمي کند تا بميرد. در وقت مردن


هفتاد هزار ملک تا کنار قبر او را تشييع و براي او دعا و استغفار


مي کنند تا وارد قبر شود".[2]

همچنين در باره آيه نور که يکي از آيات اين سوره است، فضائل

بسياري نقل شده است. منظور از آيه شريفه نور اين آيه است:

 "اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ

 الْمِصْباحُ في‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ

شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ءُ

 وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ

يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ"؛

 خداوند نور آسمان ها و زمين است؛ مثل نور خداوند همانند

چراغ دانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ

 در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك

ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود كه از درخت

 پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى

(روغنش آن چنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون

 تماس با آتش شعله‏ ور شود، نورى است بر فراز نورى و خدا

هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏كند، و خداوند به هر

 چيزى داناست.

ادامه نوشته

تنهایم بگذارید

چند روزی است که قلم و کاغذ به دستم نرفته،کلمات مهیج در درونم می آیند و می روند

خسته ام می کنند هیاهوی واژه ها

حال که تنها سکوت مرا در بغل گرفته

دلم به خط خطی و رنگ رنگ کردن رویاهایم نمی رود از بس بیگانگی واژه ها ذهنم را مخدوش کرده

برایم مهم نیست افتادن بر رخت خواب، ساعت ها

که شاید دقایقی خوابم ببرد

برایم مهم نیست احوالپرسی دوستان از سر عادت

برایم خندیدن بی مفهوم رنگی ندارد

خنده ام میگیرد از پج پج های گناه آلود

حس غریبی می کنم میان همهمه ی انسانهای بی خرد لحظاتی که وقتشان را صرف افکار بیهوده میکنند

عذابم می دهند آنها که از روی عادت مرا می بوسند

نقش درختی را به خود گرفته ام که بی تحرک پر میشوم از خط خطی های رهگذران

گاه بد جور جراحتم میزنند و تنها کافیست در ولوله ی باد برقصم

Click for larger version